رضا مختاري / محسن صادقي

مقدمه 41

رؤيت هلال ( فارسي )

غمگين شد وگفت : « اين اولين حجى است كه در خلافتم برگزار مىكنم ، آن هم بر خلاف شرع برگزار مىشود ! ! » . آن‌گاه فقها را جمع كرد . فقها بين شهود جدايى انداختند وسخن شهود مختلف شد ويكسان از كار درنيامد . هارون از شهود پرسيد : شما كي هستيد ؟ پاسخ دادند : از أهل كرمانيم ، از فلان روستا . هارون دستور داد آنان را به زندان بيفكنند . آن‌گاه منادى بين مردم ندا درداد تا أهل كرمان آمدند . از آنان از وضع روستاى شهود پرسيد . مردم گفتند : قسم به خدا اى أمير ، همهء أهل آن روستا زنديق وكافرند . ما با آنها نه آميزشى داريم نه رفت وآمدى ، وهيچ كس را از أهل آن روستا نمىشناسيم . آن‌گاه هارون آن ده شاهد را احضار كرد وگفت : بگوييد شما كه هستيد ؟ قسم به خدا جز با راستگويى از دست من نجات نمىيابيد . گفتند : ما زنديقيم وآمديم تا حج مردم را فاسد وتباه كنيم . هارون هم دستور داد آنها را با شمشير گردن زدند . « 1 » 7 . عبد الجليل رازي در كتاب جاودانه نقض سخنى از خصم را راجع به شيعه نقل مىكند وبه آن پاسخ مىدهد . مجموع ايراد وپاسخ ، برخى از زواياى مسأله را در آن روزگار روشن مىسازد ، آنجا كه گفته است : فضيحت سى وسيم : رافضي بر سنّت مصريان رود ، ودو روز پيش نيت روزهء ماه رمضان كند ، وچون دو روز به عيد مانده باشد ، افطار كند ، ودر مصر هم ، چنين كنند وبه جدل روزه دارند وعيد يك روز پيش‌تر كنند مخالفت آل عبّاس را . اما جواب آنچه گفته است كه : « دو روز پيش‌تر از ماه رمضان روزه مىگيرند » به حساب كورتر است كه زهّاد وعبّاد شيعه به دو ماه پيش‌تر از ماه رمضان روزه گيرند اما نه به نيّت ماه رمضان روزه دارند وكتب فقهاى ايشان در احتياط اين مسأله وعدد رؤيت هلال وعدد شهود بر اختلاف أحوال ، اظهر من الشمس است وبه جدول ونجوم ومانند اين هرگز معترف نبوده‌اند وآن را منكر باشند ودر روز عيد روزه گشايند ودر اين معنى تقيه نتوان كردن ، بلى جماعتى اخباريه كه خويشتن را شيعه خوانند اين معنى مذهب ايشان بوده است واز ايشان بسى نمانده‌اند وگر جايى باشند اين معنى پنهان اصوليان كنند كه علم الهدى وشيخ موفّق بو جعفر طوسي وعلماء از متأخّران بر ايشان

--> ( 1 ) . فوائد المرجان ، ص 109 .